حکم شرعی اهدای تخمک

 

حکم شرعی اهدای تخمک,احکام شرعی اهدای تخمک,حکم اهدای تخمکحکم شرعی اهدای تخمک از نظر مراجع

 

پیشرفت علم امروزه به کمک زوج های نابارور آمده و راه های گوناگونی را از لقاح خارج رحم گرفته تا استفاده از بانک نطفه و اهدای تخمک در اختیار آنها می‌گذارد تا از موهبت پدر و مادر شدن بهره ببرند و لذت داشتن فرزند را تجربه کنند. یکی از راه ها برای زوجینی که به علت نداشتن تخمک از امکان باروری محروم هستند اهدای تخمک می باشد که در ادامه این مقاله به حکم شرعی اهدای تخمک اشاره شده است.

اهدای تخمک چیست؟
در سال های نه چندان دور هنگامی که زوجی برای بچه دار شدن اقدام می کردند و نتیجه نمی گرفتند، یا به شرایط بی فرزندی عادت می کردند و یا جدا می شدند و یا فرزند شخص دیگری را به عنوان فرزند خود بزرگ می کردند.

 

در بعضی موارد، علل ناباروری به گونه ای نیست که با تجویز دارو یا روش های پیشرفته درمان ناباروری بتوان آنها را رفع کرد، برای مثال در بعضی زنان به خاطر سن بالا، یائسگی زودرس و اختلالات دیگر، علیرغم سالم بودن ارگان های باروری، به علت نداشتن تخمک از امکان باروری محروم هستند. در این افراد تنها راه باروری، دریافت تخمک اهدایی از یک داوطلب زن است.

 

در محیط آزمایشگاه تخمک اهدایی توسط اسپرم های مرد که همسر گیرنده تخمک است لقاح می یابد و جنین حاصله از این لقاح در رحم زن نابارور منتقل می شود.

حکم شرعی اهدای تخمک از نظر مراجع تقلید:
 آیت الله العظمی خامنه ای:
اگر مردى‌، همسرش قدرت تخمك‌گذارى ندارد، جايز است اسپرم خود را با تخمك زن اجنبى در خارج از رحم تلقيح مصنوعى كند و سپس نطفه لقاح يافته را به رحم همسر خود منتقل كند به شرط اينكه از مقدمات حرام اجتناب شود، و كودكى كه از اين راه متولد مى‌‌شود ملحق به صاحب اسپرم و تخمك مى‌‌باشد و الحاق آن به صاحب رحم مشکل مى‌‌باشد لذا بايد نسبت به احکام شرعى مربوط به نسب، احتياط رعايت شود.

آیت الله شبیری زنجانی:
به طور کلی لقاح تخمک و اسپرم غیر زن و شوهر- ولو در خارج رحم – حرام است ولی اگر بین آنها به طریق شرعی زوجیت – ولو موقت – حاصل شود و لقاح صورت گیرد، اشکالی ندارد.

 

سوال های شرعی در خصوص اهدای تخمک:
سوال: از آنجایی که در انجام لقاح آزمایشگاهی، جهت آبستنی مصنوعی، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نیز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالی در موارد ذیل چیست؟
۱ـ برداشت تخمک از تخمدان با هدایت سونوگرافی(۱) از طریق مهبل (واژن) زن، که این کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل، تحت شرایط کاملاً استریل (بهداشتی) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام می پذیرد.
۲ـ برداشت تخمک با هدایت سونوگرافی، ولی از طریق لاپاراسکوپی(۲) که مستلزم نگاه به عورت زن نیست. شایان ذکر است در سال های اخیر به خاطر پرخطر و پرهزینه بودن، از این روش استفاده نمی شود.
پاسخ: در تمامی موارد عمل مذکور فی نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود. (آیت الله العظمی خامنه ای)
پاسخ: با اجتناب از لمس و نگاه حرام، چنان عملی مانع ندارد اما این که مادر جنین کدام است؟(صاحب تخمک و یا رحم) در احتمال وجود دارد و بنابر احتیاط واجب هر دو جانب احتیاط را رعایت کنند. (آيت الله العظمی سیستانی)

 

******

سوال: تخمک های زنی ضعیف می باشد و لذا فرزندان ناقص الخلقه ای به دنیا می آورد. آیا جایز است تخمک زن دومی را در آزمایشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنین را به رحم زن اول منتقل نمود؟
پاسخ: فی نفسه منعی ندارد.   (آیت الله العظمی خامنه ای)

 

آیا جایز است در نماز، قسمتی از یک دعا یا زیارتنامه خوانده شود؟

خواندن دعا در نماز,خواندن دعا در قنوت,خواندن دعا در سجده

 

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند: «الْقُنُوتُ فِی الْفَرِیضَةِ الدُّعَاءُ وَ فِی الْوَتْرِ الِاسْتِغْفَارُ؛ در قنوت نمازهای واجب، دعا کنید و در نماز وتر نافله شب، استغفار نمایید.

آیا جایز است در قنوت یا رکوع و سجده نماز، قسمتی از یک دعا یا زیارتنامه را خوانده شود؟
پاسخ اجمالی
خواندن دعا مانعی ندارد و در زیارت‌نامه، اگر بخشی از آن باشد که مخاطب آن، خداوند است، اشکالی ندارد، ولی خواندن فرازهایی از زیارات که مخاطب آنها مخلوقات(هرچند امامان و معصومان) باشند در نماز جایز نیست و موجب باطل‌شدن آن خواهد شد.

ضمائم:
پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:
حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
اگر خطاب به خداوند متعال باشد، اشکال ندارد.

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):
خواندن دعا مانعی ندارد، ولی زیارت‌نامه اگر موجب کلام آدمی شود – مثل اینکه سلام داده شود- در نماز جایز نیست و موجب بطلان نماز است و فرقی از این جهت بین نماز مستحب و واجب نیست.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
دعا و درخواست از حضرت حق در نماز بلامانع است ولی خواندن غیر خداوند در نماز جائز نیست.

حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته):
خواندن هر آنچه که ذکر یا دعا یا قرآن باشد، در همه جای نماز جایز است؛ البته خواندن قرآن در رکوع و سجده مکروه است. بنابراین خواندن بخش‌هایی از زیارت‌نامه که حاوی دعا یا ذکر یا قرآن باشد، در نماز اشکال ندارد؛ البته دقت شود در قنوت نماز خواندن عبارتی که ذکر یا دعا باشد، لازم است و بدون آن، قنوت صحیح نخواهد بود. همچنین گفتن ذکری که حاوی تسبیح خدا باشد، از واجبات سجده و رکوع است؛ مثلاً همین مقدار که در رکوع یا سجده یک بار بگوید: «سبحان الله» کافی است.

 

دعاهایی که خواندن آنها در قتوت و سجده مستحب است:

دعا در سجده پایان نماز
در این مطلب به دعا هایی اشاره می شود که جزو بهترین دعا های در سجده و در پایان نماز است.
در سجده، خواندن این دعاها سفارش می شود:
* «یا لطیف ارحم عبدک ضعیف، یا جلیل ارحم عبدک الذلیل»
* «یا ولی العافیه، اسئلک العافیه، عافیه الدّین و الدنیا و الاخره، بجاهِ محمّـد و عترته الطاهره صلواتک علیه اجمعین»؛
* «اللهم انی اسئلک الراحه عند الموت و المغفره بعد الموت و العفو عند الحساب».
* «یا من له الدنیا و الاخره ارحم من لیس له الدنیا و الاخره»؛
* «رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انک الاعزّ الاجلّ الاکرم»؛
* «یا خیر المسوولین و یا خیر المعطین، الرزقنی و ارزق عیالی من فضلک فاِّنک ذوالفضل العظیم».

**دعاهایی برای قنوت
قنوت در رکعت دوم نمازهای واجب و مستحب، یکی از سنت های نبوی و مستحبات مؤکد مذهب تشیع است. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْقُنُوتِ فَقَالَ فِی کلِّ صَلَاةٍ فَرِیضَةٍ وَ نَافِلَةٍ؛ امام صادق علیه السلام در جواب پرسش گری که از قنوت پرسیده؛ می فرمایند: هر نماز واجب و مستحب قنوت دارد. و ترک آن را موجب کامل نبودن نماز می داند. مَنْ تَرَک الْقُنُوتَ رَغْبَةً عَنْهُ فَلَا صَلَاةَ لَهُ؛ کسی که از روی بی میلی قنوت را رها کند، نمازش کامل نیست»

در روایت دیگری آمده: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام اقْنُتْ فِی کلِّ رَکعَتَینِ فَرِیضَةٍ أَوْ نَافِلَةٍ قَبْلَ الرُّکوعِ؛ در رکعت دوم نماز مستحبی و واجب، قنوت بخوان»

امام باقر علیه السلام قنوت را از سنت های نبوی به حساب آورده و در مورد فراموش کردن قنوت که مورد سؤال واقع شدند؛ فرمودند: «رَجُلٌ نَسِی الْقُنُوتَ فَذَکرَهُ وَ هُوَ فِی بَعْضِ الطَّرِیقِ فَقَالَ یسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ ثُمَّ لْیقُلْهُ ثُمَّ قَالَ إِنِّی لَأَکرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ یرْغَبَ عَنْ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و اله  أَوْ یدَعَهَا؛ کسی که قنوت را فراموش کرد؛ حتی اگر در راه باشد رو به قبله بایستد و آن را به جا آورد. سپس فرمودند: من خوش ندارم کسی از سنت رسول الله صلی الله علیه و اله  روی گردان و آن را ترک نماید»

در دعاهای قنوت، کیفیت دعا و نوع دعا را هم مشخص کرده اند. در روایتی آمده است که در قنوت روز جمعه، تمجید خدا و صلوات بر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام و دعا برای فرج باشد.

یا در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند: «الْقُنُوتُ فِی الْفَرِیضَةِ الدُّعَاءُ وَ فِی الْوَتْرِ الِاسْتِغْفَارُ؛ در قنوت نمازهای واجب، دعا کنید و در نماز وتر نافله شب، استغفار نمایید.

مستحب است در قنوت نماز این ذکر خوانده شود: «لا اله الا الله الحلیم الکریم لا اله الا الله العلى العظیم سبحان الله رب السموات السبع و ربّ الارضین السبع و ما فیهن و ما بینهن و ربّ العرش العظیم و الحمد للّه ربّ العالمین» و نیز آیه شریفه: «ربّنا اغفرلى و لوالدىّ و للمؤمنین یوم یقوم الحساب». هم چنین آیه شریفه: «رَبّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهّاب».

حکم شرعی بلند کردن ناخن ها

 

حکم شرعی بلند کردن ناخن ها,حکم بلند کردن ناخن ها,حکم شرعی بلند شدن ناخن هاحکم شرعی بلند گذاشتن ناخن ها

 

ناخن، عضوی از بدن است که نیاز به بهداشت و مراقبت ویژه ای دارد. بلند کردن ناخن دستها در بين بسياری از زنان رواج پيدا کرده است. و سوالات زیادی در مورد حکم شرعی بلند کردن ناخن ها پرسیده شده است که در ادامه نظر مراجع تقلید در این خصوص را جویا شده ایم.

سوال و جواب ها در خصوص حکم بلند کردن ناخن ها:
آيا بلند كردن ناخن توسط بانوان اشكال دارد؟
نظر آيت الله خامنه ای: صرف بلند گذاشتن ناخن اشكالي ندارد. در روايات توصيه شده كه خانم ها اندكي از ناخن خود را بلند نگه داند و آقايان ناخن را كوتاه نمايند. در روایتی از پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) رسيده است: «قال للرجال قُصُّوا اظافیرکم و للنساء اُتْرُکْنَ فانه اَزْینْ لَکُنَّ؛[كافي۶-۴۹۲] به مردان فرمود: ناخن‌های خود را کوتاه کنید و به زنان فرمود: ناخن‌های خود را بلند نگه دارید که بری شما زیبا‌تر است». البته به شرطی که ناخن بلند خانم انگشت نما و غیر متعارف نباشد، در این صورت باید از دید نامحرم پوشاند.

آیت الله هادوی تهرانی: اشکالی ندارد

بلند گذاشتن بیش از حد ناخن های دست که علاوه بر منافات داشتن با اصول بهداشتی، نوعی تقلید از بیگانگان محسوب می گردد، چه صورت دارد؟
حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: عنوان تقلید از بیگانگان و تشبه به آنها جایز نیست.

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی: بر مؤمنین شایسته نیست که از فرهنگ بیگانگان تقلید کرده یا اصول بهداشتی را نادیده بگیرند. اگر تشبّه به کفار باشد، اشکال دارد.

حضرت آیت الله بهجت: خوب نیست.

حضرت آیت الله تبریزی: بلند گذاشتن ناخن برای مردان مکروه است و اگر زیر ناخن مقداری چرک جمع شود که مانع وصول آب شود، برای وضو و غسل اشکال دارد.

اگر ناخنهای انگشتان دست یک خانم (بدون اینکه تزئین شده باشد) بلند باشد آیا باید از نامحرم پوشیده شود ؟
آیت الله العظمی سیستانی: لازم نیست

حجت الاسلام فلاح زاده: بلند بودن ناخن خانم­‌ها اشکال ندارد اما به شرط اینکه غیرمتعارف نباشد که انگشت‌نما شوند؛ به هر حال اگر زینت محسوب شود باید از نگاه نامحرم بپوشانند.

حکم بلند بودن ناخن در وضو چیست؟
اگر ناخن از حدّ معمول بلندتر باشد و زير آن مقدارى که از حدّ معمول بلندتر است چرکى باشد که مانع رسيدن آب به ناخن است، بايد برطرف کند و اگر ناخن بلند نباشد، چرک زير آن مانعى ندارد.

 

نفرین و دعا برای مرگ کسی، چه حکمی دارد؟

نفرین,احکام نفرین,نظر مراجع درباره نفرین

نفرین واکنشی است با آثار و تبعات سخت و شدید

 

نفرین تنها یک واکنش بی تأثیر و حرف مفت نیست، بلکه واکنشی است با آثار و تبعات سخت و شدید که شخص باید مواظب باشد گرفتار آن نشود.

نفرین و دعا برای مرگ کسی از جمله والدین، چه حکمی دارد؟

برای آن دسته از دشمنان اسلام که هیچ امید برای هدایت آنان نیست، می‌توان لعن و نفرین فرستاد، اما در غیر این موارد، بویژه در ارتباط با درگیری‌ها و دلگیری‌های شخصی نفرین و آرزوی مرگ کار شایسته‌ای نیست، به خصوص نفرین علیه والدین که حق بزرگی بر گردن فرزند دارند، بلکه برخی مراجع این کار را نوعی عاق والدین و بی‌احترامی به آنان شمرده و آن‌را جایز نمی‌دانند.

 

ضمائم:

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

1. نفرین کردن فی نفسه کار خوبی نیست، ولی نفرین بر دشمنان اسلام، اشکال ندارد.

2. در فرض مذکور کار شایسته‌ای نیست، و بهتر است برای هدایت دیگران دعا کنید.

 

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

چنین دعایی عقوق والدین است و حرام است.

 

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):

نفرین فرد، اهانت و بی‌احترامی به اوست لذا در مورد والدین جایز نیست.

 

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

دعا به نحوی که در سؤال آمده صحیح نیست و همیشه برای دیگران از خداوند متعال خیر و عافیت و هدایت و ارشاد و رفع مشکلات بخواهید.

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

هرگز نفرین به کسی نکنید و به همه دعای خیر کنید.

 

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

سزاوار است دعا به خیر باشد.

 

نفرین و آثار آن

نفرین تنها یک واکنش بی تأثیر و حرف مفت نیست، بلکه واکنشی است با آثار و تبعات سخت و شدید که شخص باید مواظب باشد گرفتار آن نشود.

خداوند در آیات 88 تا 90 سوره یونس و نیز 71 تا 72 سوره دخان، تباهی اموال و بهره نبردن از آنها را از پیامدهای نفرین می شمارد و در این آیات گزارش می کند که چگونه نفرین حضرت موسی(ع) موجب شد تا فرعون و فرعونیان نتوانند از همه نعمت ها و مواهبی که در اختیار داشتند بهره ببرند و خود و اموالشان تباه شود.

 

سرگردانی انسان ها نیز از آثار نفرین است. اگر انسان کاری کند که نفرین حقی او را بگیرد، ممکن است در زندگی گرفتار سرگردانی شود، چنان که دعای بد و نفرین حضرت موسی(ع) موجب سرگردانی یهودیان به مدت چهل سال شد. (مدثر، آیات 42 تا 62)

 

قساوت قلب و سنگدلی نیز از آثار و پیامدهای نفرین است. (یونس، آیات 88 تا 09) همچنین هلاکت و نیستی (مومنون، آیات 32 تا 72 و قمر، آیات 9 تا 61) از دیگر آثار نفرین حق و اهل حق است.

 

توجه به چند نکته: 

1- به طور کلی نفرین نمودن نسبت به دوستان و اطرافیان کار پسندیده ای نیست. انبیا و اولیا الهی جز در موارد نادری که مجبور می شدند، قوم خویش را نفرین نمی نمودند. ایشان در اغلب موارد حتی نسبت به کسانی که به ایشان ستم روا می داشتند و از پذیرش هدایت روی بر می تافتند، دعا می نمودند و از خدای متعال برای آنها هدایت و مغفرت می خواستند.

 

2- نفرین در حقیقت نوعی انتقام گیری از کسی است که ستمی از او به ما رسیده است. در فرهنگ اسلام عفو و بخشش و رحمت بر خشم و غصب و انتقام خصوصا نسبت به مؤمنین و نزدیکان ترجیح داده شده است. در عفو لذتی است که در انتقام نیست، همان گونه که رحمت الهی برغضبش سبقت دارد (سبقت رحمته غضبه).

 

3- نفرین نوعی دعا است ولی دعا برای دور شدن کسی از خیر و رحمت و سعادت است و اگر شرایط دعا در آن جمع باشد و نفرین به جا و به مورد باشد این دعا نیز با خواست خداوند اجابت می گردد.

 

4-كسى كه ظلم مى ‏كند چه بسا در همین دنیا كیفر آن را ببیند. اما اولاً؛ همه كسانى كه ظلم كرده ‏اند كیفر آن را در این دنیا نمى ‏بینند و به عللى از جمله به جهت كارهاى خوبشان، كیفر ظلم آنان به تأخیر مى ‏افتد و احیاناً در عوالم پس از مرگ كیفر آن را خواهند دید. ثانیاً؛ دیدن كیفر و جزاى بعضى از گناهان در این دنیا، ممكن نیست. مثلاً كسانى كه افراد زیادى را در جنگ‏ها و یا بمباران‏هاى اتمى و شیمیایى كشته ‏اند، چگونه مى‏ توان آنان را به كیفر واقعى اعمالشان رساند.

 

حکم شرعی تقلب در امتحانات

 

حکم شرعی تقلب در امتحانات,احکام تقلب در امتحانات,احکام شرعی تقلب در امتحاناتاحکام شرعی در خصوص تقلب در امتحانات

 

با توجه به نزدیک شدن به ایام امتحانات مدرسه و دانشگاه حکم شرعی و نظر مراجع تقلید در خصوص تقلب در امتحانات را برای شما کاربران گرامی گردآوری نموده ایم.

حکم شرعی تقلب در امتحان:
خونسردترین و بی خیال ترین آدما هم با استرس قبل از امتحان آشنایی دارند. خب هرکس یک جور با این اضطراب کنار می آید. اما آخرین راه، راه در رو است. آخرین راه در رو راهی مشترک است بین همه آنها که درس نخوانده اند یا درس خوانده اند و استرس دارند؛ تقلب کردن. پیر و جوان هم ندارد. همه آن را می شناسند و تا حرفش پیش می آید با لبخندکی گوشه ی لب یک خاطره از تقلب روزهای دور و نزدیک رو می کنند. اما شاید خیلی از افراد در خصوص حکم شرعی تقلب کردن ندادند که در مقاله زیر نظر مراجع بزرگ در خصوص حکم شرعی تقلب در امتحان را جویا شده ایم.

تقلب در امتحانات چه حکمی دارد؟
نظر تمامی مراجع: تقلب در امتحان، غیرقانونی و حرام است.

بعضى از بچه ها که سنشان کم است و در امتحانات تقلب مى کنند و یا کسانى که عمدا تقلب مى کنند، حکمشان چیست؟
آیت الله بهجت: زمینه سازى شود تا اطفال ـ هر چند تکلیف ندارند ـ به این کار عادت نکنند و افراد بالغ هم ـ در صورتى که تضییع حق دیگرى در آن باشد گناه کار هستند.

اگر دانش آموز یا دانشجویی در امتحانات با تقلب نمره قبولی کسب کند و به مرحله ی بالاتر برود و از مزایای آن استفاده کند، حکم استفاده از این مزایا چیست؟
آیت الله خامنه‌ای: تقلب حرام است، ولی اگر تخصص و مهارت لازم را برای کاری که برای آن استخدام شده دارد و مقررات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

آیت الله فاضل لنکرانی (ره): مشکل است، شرعاً نمی تواند از این مزایا استفاده کند.

آیت الله بهجت: باید جبران کند آن درس را.

آیت الله صافی گلپایگانی: تقلب در هر امری جایز نیست.

آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که در یکی دو ماده ی درسی تقلب کرده باشد، هرچند کار خلاف کرده، ولی مدرک گرفته شده و ادامه ی تحصیل و استخدام با آن مدرک اشکال ندارد.

اگر کسی در کنکور تقلب کند و حق کسی را ضایع نماید، چون قبول نمی شد و کس دیگری جایش می آمد، چگونه باید جبران کند و حلالیت بطلبد؟
آیت الله خامنه‌ای: تقلب حرام است و توبه کافی است.

آیت الله مکارم شیرازی:باید انصراف دهد تا نفر بعد جایگزین او شود.

تقلّب در سرجلسه امتحان، چه طرف دوّم راضى نباشد و چه طرفین راضى باشند.آن هم درمدرسه یا مکانى که توسط بیت المال مسلمین هزینه مى شود، چه حکمى دارد؟
آیت الله مکارم شیرازی: تقلّب در امتحانات جایز نیست، خواه در اماکن مربوط به بیت المال باشد یا اماکن دیگر و خواه طرفى که از او مى گیرد راضى باشد یا نه، ولى تقلّب در انجام تکالیف، زیانش متوجّه خود اوست و در صورتى که در نمره هاى امتحانى تأثیرى نداشته باشد، حرام نیست، مگر این که بگوید خودم نوشته ام که از باب دروغ حرام مى شود

اگر استاد امکان تقلب را فراهم کند، مثلاً حین امتحان از جلسه کاملاً خارج شود، نوشتن از روی کتاب اشکال دارد؟  
تقلب در امتحان، به هر شکل ممکن حرام است.

 

احکام غیبت و پرسش و پاسخ هایی درباره آن

احکام غیبت,غیبت,حکم غیبت کردن

پس از غیبت کردن، توبه و پشیمانی از آن واجب است

 

پس از واقع شدن غیبت، توبه و پشیمانی از آن واجب است و احتیاط مستحب آن است که از غیبت شده، اگر فسادی بر آن مترتب نگردد، حلالیت بطلبد و یا برای او استغفار کند.

غیبت چیست؟

غیبت عبارت است از پرده درى و بدگویى نسبت به حیثیت و آبروى افراد، یعنی در غیاب شخصى کارهاى بد و ناپسند شخصی و یا عیوب و نقائص جسمى و اخلاقى او را به گونه اى براى دیگران بازگو کنند که اگر به گوششان برسد، ناراحت شوند.

 

حکم غیبت کردن پشت سر مرده 

گاه تصوّر می‌شود که مفهوم غیبت[1] و همچنین روایاتى که درباره غیبت وارد شده ناظر به افراد زنده است و مردگان را شامل نمی‌شود، و غیبت کردن پشت سر مرده اشکالى ندارد، ولى این اشتباه بزرگى است؛ زیرا طبق روایات؛ احترام مرده مسلمان همچون احترام زنده او است.[2]

 

بلکه می‌توان گفت؛ غیبت مرده از جهاتى زشت‌تر و ناپسندتر است؛ زیرا زندگان ممکن است روزى غیبت را بشنوند و به دفاع از خود برخیزند، ولى مرده هرگز قادر به دفاع از خود نیست، به علاوه؛ شخص غیبت کننده ممکن است افراد زنده را ببیند و از آنها حلیّت بطلبد ولى در مورد مردگان این مطلب هرگز صدق نمی‌کند.[3]

 

بنابر این، سخن گفتن به بدی، پشت سر مردگان، مورد تأیید اسلام نمی‌باشد و گناه است. وقتی ما در نماز میت با آن‌که شاید بدی‌هایی را هم از مرده بدانیم، می‌گوییم: «لا نعلم منه الا خیرا» (جز خیر از او نمی‌دانیم).[4] از این‌رو؛ سزاوار نیست بعد از این سخن در نماز میت، سر سخن از بدی‌های انسان مرده باز شود.

 

در این موارد غیبت واجب است

انسان با این که حق ندارد به صرف این که گمان بدى نسبت به کسى پیدا کرده است، بى جهت از او غیبت کند و حتى حق ندارد گمان بد هم درباره مسلمان ببرد، اما آن جایى که پاى مصالح اجتماعى در میان است و ـ مثلا ـ قرار است فرد ناصالحى مسؤولیت مهمى را عهده دار شود، نه تنها غیبت حرام نیست، بلکه واجب نیز هست.

 

در کتاب هاى فقهى و اخلاقى به این نکته تصریح شده که از جمله موارد وجوب غیبت، زمانى است که فردى فاقد صلاحیت قصد دارد زمام امور مسلمانان را به دست بگیرد. در این گونه موارد باید افشاگرى کرد و عدم صلاحیت چنین فردى را به مردم گوشزد نمود; چرا که در غیر این صورت به اسلام و مصالح مسلمانان خیانت مى شود. اگر راه جلوگیرى از فساد شخصى، منحصر به غیبت باشد، غیبت از او واجب است.

 

 

یکى از جاهایى که غیبت احتمال وجوب دارد، آن جایى است که نهى از منکر جز از راه غیبت ممکن نباشد. مثلا، در محله اى که شخص فاسدى براى ناموس مردم مزاحمت ایجاد مى کند و مفاسد دیگرى نیز دارد، اگر بدانیم که تنها در صورت غیبت از او، دست از کارش برمى دارد، غیبت واجب خواهد بود.

 

پرسش و پاسخ هایی درباره غیبت 

مرز میان إنتقاد وغیبت ازفردی(مثل استاد)،کجاست؟

هدف از غیبت بیان عیب و نقص افراد است و هدف از انتقاد اصلاح و بهبود شرایط و اوضاع است و میان این دو تفاوت بسیار است. غیبت مربوط به شخصیت حقیقی افراد است و انتقاد مربوط به شخصیت حقوقی ایشان می باشد.

 

در بین بعضی از مردم مرسوم است که وقتی می خواهند نشانی شخصی را بدهند، مثلاً می گویند: «همان که قدش کوتاه است» یا «شکمش بزرگ است» و مانند این تعبیرات، اگر آن فرد را بشناسیم و بدانیم که با این حرفها ناراحت می شود، آیا غیبت محسوب می شود؟

در صورتی که این صفات در عرف، جنبه مذمت داشته باشد، جایز نیست.

 

غیبت هایی که در دوران گذشته انجام شده است و در حال حاضر دسترسی به آن افراد نداریم چه کار باید کرد یا چه حکمی دارد؟

وظیفه شما توبه است و چیز دیگری لازم نیست.

 

آیا انتقاد از استاد در مورد روش درس دادن وی ویا اخلاقیات وی غیبت است؟ اگر بعد از کلاس به دیگران بگوییم که استاد فلان مطلب را غلط گفته آیا غیبت است؟

انتقاد با غیبت تفاوت دارد زیرا انتقاد بیان اشکالات در حضور خود شخص و به خود او است و هدف اصلاح و تقویت کار و برنامه و روش است نه بیان عیب و نقص. اگر مطمئن باشید که استاد مطلبی را غلط گفته است و هدف جلوگیری از اشتباه باشد نه بیان نقص و عیب اشکالی ندارد.

 

آیا غیبت در مورد پدر ومادر جائز است؟

در مورد حرام بودن غیبت فرقی میان غیبت پدر و مادر و دیگران وجود ندارد.

 

اگر برای شاهد مثال کسی را به بدی یاد کنیم،در حالی که نیّتمان خیراست واین کار هم سودمند است،آیا این کارهم غیبت حساب میشود وحرام است؟

صرف نیت خبر داشتن مجوز غیبت کسی نیست مگراین که کمک به او و نجات او منحصر در غیبت کردن او باشد.

 

شرایط قسم خوردن و احکام شکستن قسم

قسم,شرایط قسم خوردن,احکام قسم خوردن

کسی که قسم می‌خورد باید بالغ و عاقل باشد

 

قسم‌هایی که معمولاً از روی عادت برای امور عادی و کم‌ارزش‌، بر زبان جاری می‌گردند، در عین حال که نامطلوب و شایستة پرهیز هستند لغو و بی‌اعتبار شمرده شده و اسلام هیچ گونه عقوبتی را چه دنیوی و چه اخروی بر آن مترتب نمی‌سازد.

قسم خوردن

از دیدگاه اسلام‌، سوگند یاد کردن عملی ناپسند بوده و اجتناب از آن بسیار مطلوب و پسندیده می‌باشد، اما متفاوت بودن حالات انسان به هنگام قسم خوردن از یک سو و انگیزه‌های مختلف جهت قسم خوردن از سوی دیگر، موجب برخورد متفاوت قرآن کریم با انواع سوگندها شده است به بیانی واضح‌تر، خداوند متعال در قرآن کریم آیه ۲۲۴ از سوره بقره مسلمین را از هر نوع سوگندی حتی به منظور نیکی و تقوی و اصلاح بین مردم برحذر داشته و سپس در آیه ۲۲۵ از همان سوره با تقسیم سوگندها به سوگند لغو و سوگند جدّی‌، سوگند لغو را فاقد اثر جزایی و فقهی و سوگند جدی را موضوع احکام فقهی و اثرات وضعی قرار داده است‌.

شرایط قسم خوردن
قسم خوردن دارای شرایطی است، که عبارت است از:
1. کسی که قسم می‌خورد باید بالغ و عاقل باشد (و اگر می‌خواهد راجع به مال خودش قسم بخورد باید در حال بلوغ سفیه نباشد و حاکم شرع او را از تصرّف در اموالش منع نکرده باشد) و از روی قصد و اختیار قسم بخورد پس قسم خوردن بچه و دیوانه و مست و کسی که مجبورش کرده‌اند، درست نیست و همچنین است اگر در حال عصبانی بودن بی قصد قسم بخورد.

2. کاری را که قسم می‌خورد انجام دهد، باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم می‌خورد ترک کند، باید واجب و مستحبّ نباشد و اگر قسم بخورد که کار مباحی را بجا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و نیز اگر قسم بخورد که کار مباحی را ترک کند باید انجام آن در  نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.

3. به یکی از اسامی خداوند عالم قسم بخورد که به غیر ذات مقدس او گفته نمی‌شود مانند «خدا» و «الله» و نیز اگر به اسمی قسم بخورد که به غیر خدا هم می‌گویند ولی به قدری به خدا گفته می‌شود که هر وقت کسی آن اسم را بگوید، ذات مقدّس حق در نظر می‌آید، مثل آن که به خالق و رازق قسم بخورد صحیح است. بلکه اگر به لفظی قسم بخورد که بدون قرینه، خدا به نظر نمی‌آید ولی او قصد خدا را کند بنابر احتیاط باید به آن قسم عمل نماید.

4. قسم را به زبان بیاورد و اگر بنویسد یا در قلبش آن را قصد کند صحیح نیست ولی آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحیح است.

5. عمل کردن به قسم برای او ممکن باشد و اگر موقعی که قسم می‌خورد ممکن باشد و بعد تا آخر وقتی که برای قسم معین کرده عاجز شود یا برایش مشقت داشته باشد، قسم او از وقتی که  عاجز شده به هم می‌خورد.[1]

حکم شکستن قسم از نظر مراجع عظام
امام خمینی (ره)
آزاد کردن یک بنده یا اطعام ده مسکین یا پوشاندن آن ها اگر قدرت ندارد و نمی تواند سه روز روزه بگیرد.
تحریر الوسیله، نشر اسلامی ج۲، ص ۱۱۰، اول بحث کفارات و ص ۱۰۲ م ۱۶

 

احکام روزه زن مستحاضه

احکام روزه زن مستحاضه,احکام روزه بانوان,لکه بینی و روزه

استحاضه و روزه

 

استحاضه روزه را باطل نمیکند، و خانم مستحاضه واجب است روزه ماه رمضان را بگیرد و همچنین می تواند قضای روزه را در ایام استحاضه انجام دهد، البته اکثر مراجع فرموده اند برای اینکه روزه اش صحیح باشد باید به وظیفه خود عمل کند.

استحاضه چيست؟

يكى از خونهايى كه از زن خارج مى شود، خون «استحاضه» است. و زن را در اين هنگام «مُستحاضه» مى گويند.

 

هر خونى كه خانم ها قبل از بلوغ يا بعد از يائسگى مى بينند يا خونى كه از 3 روز كمتر ديده مى شود يا خونى كه از 10 روز بيشتر مى شود (كه در اين حالت مى تواند مقدارى حيض باشد)، استحاضه است؛ در صورتى كه خون زخم و خون نفاس نباشد.

 

خون استحاضه در بيشتر اوقات زردرنگ و سرد است، بدون فشار و سوزش بيرون مى آيد و غليظ نيست، ولى ممكن است گاهى سياه يا سرخ، گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد.

 

استحاضه سه قسم است:

1 – استحاضه قليله: يعنى خون فقط روى پنبه اى را كه زن داخل فرج مى نمايد، آلوده كند و در آن فرو نرود.

2 – استحاضه متوسطه: خون در پنبه فرو رود، اگرچه در يك گوشه آن باشد، ولى از پنبه به دستمالى كه معمولا زنها براى جلوگيرى از ريزش خون مىبندند، نرسد.

3 – استحاضه كثيره: خون، در پنبه فرو رود و به دستمال نيز برسد.

 

آیا زنی که استحاضه – از هر سه نوع آن – شده، جایز و صحیح است روزه بگیرد یا خیر؟

روزه ی زن مستحاضه  از هر نوع که باشد (قلیله یا متوسطه یا کثیره) صحیح است  به شرط آنکه به وظایفش در استحاضه عمل نماید.

 

احکام روزه زن مستحاضه

مسأله 1: زن مستحاضه باید روزه ماه رمضان را بگیرد، و در صورتى روزه او صحیح است که غسل نماز مغرب و عشاى شبى که مىخواهد فرداى آن را روزه بگیرد بجا آورد، و همچنین غسلهاى روزى را که روزه است (بنابر احتیاط واجب).

 

مسأله2: روزه زن مستحاضه اى كه غسل بر او واجب مى باشد، در صورتى صحيح است كه غسلها را انجام دهد، مثلا غسل نماز مغرب و عشاى شبى كه مىخواهد فرداى آن، روزه بگيرد، بجا آورد و نيز غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است، انجام دهد. و اگر براى نماز مغرب و عشا غسل نكند اما براى خواندن نماز شب، پيش از اذان صبح، غسل نمايد و در روز غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است بجا آورد، روزه او صحيح است.

 

مسأله 3: روزه زن مستحاضه صحیح است، مستحاضه قلیله نیازی به غسل کردن ندارد ولی مستحاضه کثیره در صورتی روزه او صحیح است که بنابر احتیاط واجب غسل نماز مغرب و عشای شبی که میخواهد فردای آن را روزه بگیرد به جا آورد و همچنین غسلهای روزی را که روزه است، البته این حکم مخصوص روزه ی ماه رمضان و قضای آن می باشد.

 

مسأله4: زن روزه دار اگر بعد از نماز عصر، مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند روزه او صحيح است.

 

مسأله5: بنابر احتياط مستحب زن مستحاضه، در تمام روزى كه روزه است به مقدارى كه مى تواند، از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند.

 

سؤال1: آیا شرط صحّت روزه مستحاضه کثیره فقط انجام غسل است؟ یا شرائط دیگرى، از قبیل تعویض نوار بهداشتى آلوده، و جلوگیرى از سرایت خون به سایر اعضا، نیز معتبر است؟ شرط صحّت روزه براى مستحاضه قلیله چیست؟

جواب: انجام غسل کافى است، و روزه مستحاضه قلیله شرط خاصّى ندارد.

 

سؤال2: اگر خون استحاضه در غیر اوقات نماز؛ مثل فاصله میان طلوع آفتاب تا اذان ظهر- که وقت هیچ نمازی نیست- زیاد شود و دوباره در وقت اذان ظهر کم شود باعث وجوب اعمال استحاضه کثیره میشود ؟

جواب: آری، اعمال استحاضه کثیره را باید انجام دهد.

 

سؤال3: دختر مستحاضه کثیره ای که هنگام غسل خون بند نمی آید و حالت اورژانسی دارد برای غسل و نماز چه باید بکند؟

جواب: هرگاه خون به بیرون جریان دارد چنانچه براى او ضرر نداشته باشد باید پیش از غسل و بعد از آن بوسیله پنبه و مانند آن از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند، ولى اگر این کار مشقّت زیاد دارد، لازم نیست.هرگاه در موقع غسل خون قطع نشود، ضررى براى غسل ندارد، خواه ترتیبى باشد یا ارتماسى.

 

سؤال4: چنانچه زن مستحاضه وظائفش را انجام دهد، آیا مىتواند براى زنان امام جماعت شود؟ یا روزه نذرى بگیرد؟ یا براى میّتى روزه استیجارى انجام دهد؟

جواب: مانعى ندارد.

حکم شرعی دریافت و پرداخت پورسانت (کمیسیون)

 

حکم شرعی پورسانت,حکم شرعی کمیسیون,پورسانتپورسانت و حکم شرعی آن

 

پورسانت از یک طرف می‌تواند یک حق کمیسیونی باشد که در قالب پرداخت میزان مشخص از مبلغ معامله نمایان می‌شود. از طرف دیگر این لغت در معنای مبالغی نیز به کار می‌رود که مستخدمان دولتی به صورت پنهانی و غیرقانونی در هنگام انجام معاملات دولتی به نفع خود دریافت می‌کنند.

پورسانت چیست؟

لغت پورسانت از زبان فرانسه گرفته شده است. در کشور ما برای آن کلمه «درصدانه» در نظر گرفته شده است. درصدانه در واقع درصدی از مال محسوب می‌شود. پورسانت از یک طرف می‌تواند یک حق کمیسیونی باشد که در قالب پرداخت میزان مشخص از مبلغ معامله نمایان می‌شود.

 

از طرف دیگر این لغت در معنای مبالغی نیز به کار می‌رود که مستخدمان دولتی به صورت پنهانی و غیرقانونی در هنگام انجام معاملات دولتی به نفع خود دریافت می‌کنند. پورسانت به صورت‌های مختلفی نظیر حق کمیسیون، هدیه یا پاداش پرداخت می‌شود.

 

سوال: کسب درآمد از طریق بازاریابی شبکه ای چه حکمی دارد؟ آیا پورسانتی که گرفته می شود، حلال است؟

 

پاسخ: اگر در بازاریابی شبکه ای سود در مقابل معرفی مشتری و خریدار واقعی و یا بازاریاب دیگر داده شود، اشکال شرعی ندارد، البته چنین فعالیتهایی بنا بر احتیاط نباید بر خلاف قانون باشد؛ اخذ پورسانت برای کار حلال اگر خلاف مقررات نباشد، اشکال ندارد.

استفتائات آیت الله شبیری زنجانی

 

سوال: آيا پورسانت حلال است؟

 

پاسخ: فى نفسه اشكال ندارد ولى اگر كارمند دولت باشد و قانون أن را منع كند جايز نيست.

استفتائات آیت الله سیستانی

 

سوال: آیا پرداخت پورسانت به همکاران در مشاغل وابسته (به طور مثال: پرداخت پوسانت لوازم فروش به تعمیر کار) برای معرفی مشتری اشکالی دارد؟

 

پاسخ: اين كار شما در صورتى صحيح است كه فروشنده مقدارى از منافع عادى خود را به واسطه واگذار كند بى آن كه چيزى بر مبلغ جنس بيفزايد، مثلا جنس را معمولا با ده درصد مى فروشند ولى در اين مورد قسمتى از ده درصد منافع را به واسطه واگذار مى كنند و امّا تنظيم فاكتور دروغين بااضافه بر مبلغ، حرام است و خداوند رازق است.

استفتائات آیت الله مکارم شیرازی

 

سوال: شخصی پول را که همان اجرت کار است و بیشتر نیست را در قبال انجام کاری از صاحب کار دریافت می کند ولی به صاحب کار اعلام می کند که من این کار را انجام نمی دهم و انجام آن را به دیگری محول می کنم و صاحب کار نیز این را قبول کند حال سوال این است که اگر از کل مبلغ دریافتی مقداری را برای خود برداشته و مقدار باقی مانده را به عامل پرداخت کند و عامل نیز راضی شود و با همان کیفیت کار را انجام دهد حکم مبلغی که واسطه برای خود برداشته چیست؟ در صورتی که عامل به واسطه بگوید که بخاطر شما با مبلغ کمتر یا بدون دریافت دستمزد حاضرم کارتان را انجام دهم باز هم اشکال دارد؟

 

پاسخ: درصورتی که خودش هیچ کاری روی آن انجام نداده باشد گرفتن این پول اشكال دارد مگر این که کسی که عامل بوده به واسطه بگوید حق من بیشتر از این مبلغ می باشد که به من پرداخت کرده اید و من آن مقدار را به شما هدیه کردم در این صورت دریافت ما به التفاوت توسط واسطه مانعی ندارد.

 

احکام نبش قبر

نبش قبر,حکم نبش قبر،حکم شرعی نبش قبر

نبش قبر از دیدگاه اسلام فعلی حرام است

 

نبش قبر از دیدگاه همه مذاهب اسلامی حتی در وهابیت حرام است، زیرا شکافتن و نبش قبر که موجب نمایان شدن جسد متلاشی شده میت می‌شود، اهانت و هتک حرمت به وی تلقی شده حتی در صورت وجود برخی امور لازم و عقلایی، اکثر علما حتی‌الامکان بدیل دیگری جایگزین و از این کار پرهیز می‌کنند ولی موارد استثنائی نیز برای آن وجود دارد. مراجع عظام تقلید در خصوص چگونگی و جزئیات نبش قبر دیدگاه‌های متفاوتی دارند که در ادامه به آن پرداخته‌ایم.

نبش قبر از دیدگاه اسلام

اسلام دینی کامل و جامع است که تمام نیازهای مادی و معنوی انسان را از لحظه تولد تا مرگ و حتی بعد از آن پاسخ می‌دهد. یکی از شاخه‌های احکام اسلامی مسائل مربوط به اموات و مردگان است که از چگونگی دفن میت گرفته تا نحوه رفتار با جسد و نبش قبر را شامل می‌شود.

 

نبش در لغت به معنای شکافتن گور، کندن زمین و بیرون آوردن چیزی از زمین می‌باشد. منظور از نبش قبر آنست که جسد میّتی که با دفن پوشیده شده آشکار شود.

 

در احکام اسلامی بر حفظ حرمت و شأن اموات مسلمان از زن و مرد گرفته تا کودک و حتی افراد دیوانه تاکید بسیاری شده است، از این رو شکافتن و نبش قبر که موجب نمایان شدن جسد متلاشی شده میت می‌شود، اهانت و هتک حرمت به وی تلقی شده و بنابر اجماع فقها حرام و ممنوع است.

 

روایاتی که از پیامبر خاتم رسیده، احترام مرده همچون زنده بر همگان واجب است و اگر حفظ حرمت مؤمن از حرمت کعبه بیشتر است، پس حرمت نبش قبر مؤمنی همچون حجر بن‌عدی که از پارسایان روزگار بود، از حرمت تخریب کعبه بیشتر است. بنابراین بانیان این کار،  عملی خلاف شرع انجام داده‌اند و یقیناً مسلمانان جهان هیچ گاه این بی‌حرمتی آنان را فراموش نخواهند کرد.

 

همۀ علمای شیعه، حکم به حرمتِ نبش قبرِ مؤمن داده­اند، حتی برخی از علما در آثارِ خود ادعای اجماعِ فریقین را در این مطلب کرده‌اند. نبش قبر مردگان و نیز انتقال جسدشان پس از دفن کردن جایز نیست. مگر بنابر شراط زیر:

 

اگر در قبر مالی ارزشمند باشد و یا میت را در زمین یا کفن غصبی دفن کرده باشند، نبش قبر به شرط عدم گذشت زمان زیاد و با شرایط خاصی جایز است، اما اگر مرده بدون کفن کردن، دفن شده باشد و یا بر وی نماز خوانده نشده باشد، نبش جایز نیست؛ زیرا نمازی را که خوانده نشده با نماز بر قبرِ میت می‌توان جبران کرد و دفن شدن و پوشانیده شدنِ بدنِ وی به وسیله خاک، از کفن کردن کفایت می‌کند؛ چون نبش قبر به نوعی مُثله کردن و هتکِ حرمتِ مرده به حساب می‌آید. همچنین اگر ختنه‌نشده دفن شده باشد، نبش نمی‌شود. اگر کسی جواهری را ببلعد و بمیرد، نبش نمی­شود. البته صاحب آن مال می‌تواند قیمت مالش را از ترکه میت بردارد.

(طوسی، محمد بن‌حسن، المبسوط في فقه الإمامية، ج‌1، ص93؛ همو، الخلاف، ج‌1، ص730)

 

جنبۀ دیگری که مورد بحث قرار گرفته است، زمانِ لازم برای خارج شدنِ قبر از حکمِ قبر است. در روایات رسیده از خاندان عصمت و طهارت و نیز در کلام علما تصریح شده است که باید به اندازه‌ای از دفن مرده گذشته باشد که اطمینان حاصل شود جنازه از بین رفته است، و الّا نبش قبر جایز نیست.

 

حکم قبور اهل بیت (ع)

در روایتی حضرت امام صادق (ع)  فرموده است: همانا خداوند عزّ و جلّ استخوان‌هاى ما را بر زمين حرام گردانيده و گوشت‌هاى بدن ما را بر كرم حرام ساخته است تا چيزى از آن نخورند. بنابراين چون بدن انبيا و اوصيا همچون گوشت و استخوان آن در قبر سالم مي‌ماند، حکم دیگر قبور را ندارد و باید همیشه مورد احترام قرار گیرد. بنابراین در فقه شیعه حکم اولی نبش قبر، حرمت است و باید به آن ملتزم بود.

(شیخ صدوق، محمد بن‌علی، پیشین، ج‌1، ص191‌)

 

آیت‌الله خامنه‌ای:

– نبش قبر جايز نيست مگر آنکه بدن تبديل به خاک شده باشد.

– تخريب قبور مومنين و نبش آنها جايز نيست، حتى اگر براى تعريض کوچه‏‌ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشکار شدن بدن ميّت مسلمان يا استخوان‏هاى آن که هنوز پوسيده نشده‏‌اند، واجب است دوباره دفن شوند.

 

سؤال: نبش قبر و انتقال اجساد چه حكمى دارد؟

پاسخ: نبش قبر براى نقل به غير مشاهد مشرفه جايز نيست و براى نقل به مشاهد مشرفه نيز اگر ميت وصيت نکرده باشد اشکال دارد؛ اما اگر وصيت کرده باشد که او را در مشاهد مشرفه دفن کنند و از روى فراموشى يا جهل به وصيت و يا مخالفت با آن در جاى ديگر دفن شده باشد، مى‌توانند نبش کنند و او را به مشاهد مشرفه انتقال دهند، البته در صورتى که بدن تغيير نيافته باشد و تا وقت دفن نيز به گونه‌اى تغيير نكند که موجب هتک ميت و ايذاء زنده‌ها باشد.

 

سؤال: بيرون آوردن جنازه ميت با توجه به مدت مديدى كه از دفن آن مى‌‌گذرد و انتقال آن به قبرستان ديگر چه حكمى دارد؟ امكان دارد از محل قبرستان خاك‌بردارى شود و در اثر خاك‌بردارى اجساد و بقاياى آنها نمايان گردند، در اين صورت حكم شرعى چيست؟

پاسخ: نبش قبر و بيرون آوردن اجساد، جايز نمى‌‌باشد مگر آن كه خود قبور با حفر اطراف آن و بتون‌ريزى بدون آن‌كه مستلزم نبش قبر شود، منتقل گردد و در صورت خاك‌بردارى و رؤيت جسد بايد فوراً دفن شود.

 

سؤال: اگر آگاهی از داخل قبر و تصویر برداری از آنچه در آن است، بدون کندن و خاکبرداری، ممکن باشد، آیا بر این عمل نبش قبر صدق می‏کند یا خیر؟

پاسخ: بر تصويربردارى از بدن ميتى که در قبر دفن شده است بدون کندن و نبش قبر و آشکار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمى‏کند.